پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم…

f3ea6430-627e-4296-9a51-fb67ee2d437aپادشاه به نجارش گفت :
فردا اعدامت میکنم…
نجار آن شب نتوانست بخوابد …
همسر نجار گفت :
مانند هر شب بخواب …

” پروردگارت یگانه است و درهای گشا یش بسیار ”
کلام همسرش آرامشی بر دلش ایجاد کرد و چشمانش سنگین شد و خوابید …
صبح صدای پای سربازان را شنید…
چهره اش دگرگون شد و با نا امیدی، پشیمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که دریغا باورت کردم …
با دست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجیر کنند…
دو سرباز با تعجب گفتند :
… پادشاه مرده و از تو میخواهیم تابوتی برایش بسازی …
چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت …
همسرش لبخندی زد و گفت :
” مانند هر شب آرام بخواب , زیرا پروردگار یکتا هست و درهای گشایش بسیارند ”
فکر زیادی انسان را خسته می کند …
.” درحالی که خداوند تبارک و تعالی مالک و تدبیر کننده کارهاست “.

 

?@refaghatbakhoda